با "اگر" های باشکوهم درآسمانها پرواز میکردم که ناگهان غول بی شاخ ودم "اما" به زمینم کوبید !
بدی خواب غفلت اینست که ، انسان به ظاهر بیدار است ..
برای نوشتن خاطراتش ، از "ماژیک" استفاده میکرد، تا ماجراهای زندگییش درشت و چشمگیر جلوه کند !..
آدم وسواسی کسی است ، که آب را بدقت میجود، تا مبادا توی گلویش گیرکند..
همیشه غمی گنگ دردلم مهمان است . انگارمیترسد ، اگر ازخانه دلم برود ، اتاق خالی گیرش نیاید..
تنها شعار دوروئی این است: من راست میگویم ، تو راست میگوئی ، اما همیشه " او" دروغ میگوید..
آدم عجیبی بود؛ همیشه مرا درتنهائی هایش شریک میکرد. اما وقتی درمیان جمع بود، جائی برای من نداشت ..
سیگار تنها قاتلی است که محاکمه نمی شود..!
وقتی درلاکش فرو رفت ، همه او را با لاک پشت عوضی گرفتند...!
" تجربه " مدرسه خوبی است . امـــــــا حیف که شهریه اش خیلی گران است !..
نرخ غم بقدری پائین بودکه من به طمع افتادم وهمه غم های دنیا را خریدم !..
چون چشمش آلبالو گیلاس می چید، به باغ راهش ندادند!
تنها صدائی که اعصاب خرد کن نیست ، صدای " سکه پول " است ...
وقتی یک عشق به پایان می رسد، تازه انسان به مضحک بودن آن پی می برد...
بدبینی عیبی است ، که هیچ چشم پزشکی نمی تواند آنرا رفع کند ...
انسان و انسانیت دو همسفرند . اما اولی همیشه سراز کوچه و خیابان در آورده ، و دومی از توی کتابـــــها ...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر