آوازهای بی وقت ؛ پرویز شاپور

برای آنکه پولم ازپارو بالا برود، خوردش کردم !
برای اینکه سرم خلوت شود ، تمام افکارم را دور ریختم !
دلم ، ازمیان همه ردیف های موسیقی ، فقط " شور " میزد !
برای اینکه کسی سر به سرم نگذارد ، سرم را از ته زدم ...
چون نامه ای به دستم نمی رسید ، پستم را عوض کردم ...
بعضی ها به "حیاطشان " ، بیشتر از "حیاتشان " اهمیت می دهند ...
سلام به " عزرائیل " ، وداع با دنیاست..
عمری به تماشای نگاهم نشستم ..
گل رز ، دفترچه نت هزاردستان است ..
برگ سبز، مهر نماز بهار است ..
برای اینکه اعضای داخلی ام را ببینم ، خودم را پشت و رو کردم ..!
درفصل پائیز ، شکوفه های بهاری ،یکی پس ازدیگری درذهنم شکوفان می شود..
در مجلس ختم کاغذ ، خودنویسم اشگ میریخت ..
آخرین واژه ای که خودنویسم نوشت ، تاریخ فوتش بود..

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر