انسان اگر حیله گر باشد " روباه " است ، اگر جسورباشد "شیر" است ، اگراحمق باشد" الاغ " است ، اگردرنده باشد"ببر" است ، اگر ترسو باشد" موش" است .....پس چه وقت " انسان " است ؟!!!
آینده چیزی است که زنها را قبل از ازدواج ، ومردها را بعد ازآن به تفکر وامی دارد ..
برای آنکه بتواند به سهولت از درخت بالا برود، یک لیوان شیره خام گیاهی سرکشید...
وقتی ترکم کرد ، آنقدر در راهش اشگ ریختم که سیلابی براه افتاد واورا از صفحه دلم پاک کرد...
تنها بودن درتنهائی ، بمراتب قابل تحمل تراز تنها بودن درمیان جمع است .
اگر به همان اندازه که به او فکرکردم ، به الکتریسیته فکر میکردم ، حالا دیگر فاصله ای با " ادیسون " نداشتم !..
متأسفانه " شانس " هنگامی درخانه ام رازد ، که کلید خانه گم شده بود...
دیروز آنقدر دلم پراز غم و غصه بود که به هرغم تازه ای که میخواست وارد قلبم شود، نمره نوبت برای ماه آینده
میدادم...
میخواست خودش را نشان دهد، همه لباس هایش را درآورد..
گاهی یک لبخند ساده آسان تراز مواد منفجره ، قلبی را ویران می سازد...
هرسلام سرآغاز دردناک یک خداحافظی است ...
دوست خوب داشتن ، مانند پس اندازی است برای روز مبادا..
خیلی تعجب کردم وقتی گفت زندگی تلخ است ...آخراو کارگر کارخانه قند بود !
آنقدرسرگرم بودم که یادم رفت "حوصله ام " راهم بزنم . برای همین خیلی زود سررفت ...
نه " آفتاب " ، نه " عشق " ....برای اینکه هردو غروب می کنند...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر